ازدواج اسلامی بشناسیم

بحث ازدواج و مشکلات و موانعش بحث تازه ای نیست. این روزها این قدر آمار و ارقام از ازدواج و طلاق منتشر می شود و آن قدر کارشناسان مختلف مذهبی و اجتماعی و فرهنگی در این باره اظهارنظر کرده اند و آن قدر آسیب شناس ها در این باب توضیح داده اند و خط و نشان کشیده اند که حس می شود دیگر هیچ موضوع جدیدی برای بحث پیدا نشود!


اما وقتی دقیق تر می شویم، می بینیم همیشه وقتی صحبت از ازدواج می شود، لایه ی بیرونی آن مورد بررسی قرار می گیرد. شرایط اقتصادی، عوض شدن سلیقه و پر توقع شدن جوان ها و خانواده ها، و مسائلی از این دست، خوراک بحث هاییست که به لایه ی بیرونی ازدواج می پردازند و همچنان جای ریشه یابی و طرح مسائل پایه خالی می ماند.


دکتر محمدجعفر غفرانی، یکی از آن کارشناسان مسائل خانوادگی است که معتقد است مشکلات ما اول باید از درون حل شود. یعنی ریشه ی تمامی مشکلات، این است که انسان خودش را نمی شناسد و نشناخته است.


این کارشناس خانواده می گوید که جوان های ما، حتی بچه مذهبی ها، نه تنها خود را نمی شناسند که به مبانی ازدواج اسلامی هم آشنا نیستند. او ریشه ی تمامی طلاق ها و دیرشدن ازدواج ها را همین عدم خودشناسی می داند.


گفت و گوی تفصیلی  با این کارشناس مسائل خانواده را در ادامه می خوانید:

*** همان طور که می دانید، گفت و گوی اصلی ما درباره مبحث ازدواج است. خیلی از مشکلات فرهنگی و اجتماعی ما، به همین موضوع برمی گردد. تا به حال در این باب، صحبت زیادی شده و کارشناسان و برنامه ریزان فرهنگی، تلاش های زیادی در زمینه راحت تر شدن این امر انجام داده اند اما هر روز شاهد سخت تر شدن ازدواج و از آن بدتر، بیشتر شدن شکست های این ازدواج ها هستیم. می خواهیم کمی این اتفاق را آسیب شناسی کنیم.


غفرانی: دلیل این که ازدواج هنوز یکی از معضلات جامعه ی ماست این است که ما هنوز ازدواج را نمیشناسیم و برای جامعه ی ما فرق ازدواج اسلامی با ازدواج رایج روشن نیست؛ بررسی ازدواج اسلامی برای رسانه ها بهتر است؛ بهتر است رسانه ها ازدواج اسلامی را تفهیم و تبیین کنند؛ مهم نیست فرد کارگر، دانشجو، روحانی و…است، مهم این است که افراد ازدواج بلد نیستند؛ وقتی فرد ازدواج بلد نیست فرقی ندارد در دوران دانشجویی یا بعد دوران دانشجویی باشد.


اگر هزار نفر، افراد متدین و مذهبی، در اینجا حضور داشتند، همه در امر ازدواج مشکل خواهند داشت؛ اولین اشکال در امر ازدواج این است که دختر و پسر خود شناسی ندارند؛ من زمانی می توانم برای گوشی خود شارژر مناسب پیدا کنم که بدانم گوشی من چه مدلی است ولیکن در سیستم آموزشی ما، نه در حوزه و نه در دانشگاه، واحدی به نام خود شناسی گفته نشده است.


همه دنبال بهترین می گردند، دنبال بهترین همسر، بهترین شوهر، بهترین زن و…هستند؛ افراد به این کاری ندارند که قرآن گفته است به دنبال کف خود باشید، چرا که به ما نگفته اند که مبانی زندگی چه چیزهایی است؛ به عبارت دیگر به ما گفته نشده است سرنوشت زن و شوهر بعد از ازدواج به هم گره می خورد یا بهتر است بخورد؛ به نظر شما سرنوشت زن و شوهر به هم گره می خورد یا بهتر است بخورد؟

***ناخودآگاه سرنوشت ها به هم گره می خورد.


غفرانی: چه کسی این را گفته است؟


***تجربه این امر را نشان می دهد.


غفرانی: قرآن می گوید محال است سرنوشت زن و شوهر به هم گره بخورد؛ وقتی قرآن می گوید محال است سرنوشت دو نفر به هم گره بخورد پس کل ازدواج عوض می شود، به عبارت دیگر کل این داستان شکلش عوض می شود؛ اگر طرف مقابل بر روی من تاثیر نداشته باشد پس من باید خودم خوب باشم و خوب زندگی کنم پس برای چه اصلا ازدواج می کنم؟ وقتی بر روی هم تاثیر نداریم پس برای چی ازدواج کنیم؟


***ما این اصل را پذیرفتیم که زن و شوهر بر روی هم تاثیر نگذارند؟


غفرانی: شما نپذیرفتید؛ هیچ تحصیلکرده ای این امر را نپذیرفته است؛ متاسفانه به تحصیلکرده ها القا شده است که وراثت و محیط تاثیر دارد؛ رفیق، همسر و… تاثیر دارد؛ این امر توهم اشاعره است؛ اشاعره امروز هم وجود دارند. کسانی که به وراثت اعتقاد داشتند روانشناس، کسانی که به تاثیر محیط اعتقاد داشتند جامعه شناس گفته می شوند؛ هر دوی این گروه به جبر معتقدند، هیچ کدام مسلمان نیستند و تفکر قرآنی و اسلامی ندارند؛ از نظر قرآن نه وراثت، نه محیط، نه رفیق و….در فرد تاثیر ندارد.


*** از موضوع اصلی دور نشویم؛ پس اولین گام در آمادگی برای ازدواج، خودشناسی است.


غفرانی: بله. من در ابتدا باید خودم را بشناسم، تا بتوانم فرد مناسب خود را انتخاب کنم؛ نباید بهترین، زیباترین و…را انتخاب کنم؛ در قرآن دائما می گوید چرا خود را نمی شناسید؟ بحث ذات از اساس اشکال دارد و مشکلش این است که ما خود شناسی نداریم؛ فرق بین آب و نوشابه در چیست؟ آب نیاز و نوشابه خواسته است؛ مردم به دنبال خواسته ها می روند؛ چون خود شناسی وجود ندارد فرد نیاز خود را نمی داند.


تا زمانی که خود شناسی وجود نداشته باشد من نیاز خود را نمی فهمم؛ این نیاز اعم از جسمی، جنسی، عاطفی، روحی و…است؛ تا زمانی که فرد نیازها، توانایی ها، امکانات، خطرات، نقش، وظایف و… خود را نفهمد ازدواج برای او معنی خواسته می دهد؛ ازدواج اسلامی با ازدواجی که روان شناسان تحلیل می کنند و عادات و رسوم اجداد را تبیین می کردند، چه فرقی دارد؟


یک مثال می زنم. شما با خواهش و تمنا در محل کار خود استخدام شدید؟ شما خواهش و تمنا کردید یا مسئول شما از شما خواهش کرده است؟ آن کسی که استخدام می شود خواهش می کند یا کار فرما تمنا می کند؟ معمولا در تمام ادارات کسی که می خواهد استخدام شود خواهش می کند؛ کار فرما می پذیرد که فرد استخدام شود یا نشود؛ از زمانی که من در آن محل استخدام می شوم اجازه ی تاخیر، غیبت و… دارم؟ اما بعد از ۲-۳ روز کارفرما می تواند بگوید از کار شما خوشم نمی آید برو بیرون؟


در ازدواج «بله» را زن می گوید یا مرد؟ به رساله نگاه کردید وقتی در زمان خطبه خواندن « بله» را می گفتید؟ زن چه « بله » ایی دارد می گوید؟ عروس « بله» ی خطبه را نمی دهد بلکه «بله» وکالت می دهد؛ بنابراین « بله» را فقط مرد می دهد؛ بنابراین فقط مرد حق طلاق دارد؛ این برای کدام دختر یا مادری جا افتاده است؟ الان همه اصرار دارند شرط ضمن عقد کنند که مرد حق طلاق نداشته باشد؛ ازدواج اسلامی اصلا برای ما روشن نیست.


***پس اندکی درباره ازدواج اسلامی صحبت بفرمایید.


غفرانی: مبانی ازدواج اسلامی این است که سرنوشت زن و شوهر با هم گره نمی خورد؛ همه ی شما در اینجا مشغول به کار شدید که خود را شکوفا کنید؛ این امر هدف شما از اشتغال به این کار را نشان نمی دهد؛ خداوند به ما استعدادهایی داده است که در زندگی به شکوفایی آن ها می رسید، تا زمانی که مادر نشوید استعدادهای مادرانه ی شما ابراز نمی شود؛ بنابراین من باید بچه دار شوم تا استعدادها و توانایی های پدرانه ام شکوفا شود.


پس همسر بهانه ای برای شکوفایی من است؛ فرد می تواند فرعون باشد و بد باشد و همسرش آسیه باشد، می تواند لوط باشد و همسرش زن بدی باشد؛ با این نگاه به ازدواج نظر کنید؛ حال اسلام تکلیف می کند با شراب خوار و…نباشید، این امر از سوی اسلام تکلیف شده است نه این که اگر خلاف آن شد اتفاقی نیفتاده است.


*** در ازدواج اسلامی شناخت به چه صورت باید حاصل شود؟


غفرانی: تنها کسی هستم که در دانشگاه های مختلف بحث ازدواج اسلامی را مطرح کردم؛ آن قدر افراد درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی هستند که این امر را مطرح نکردند و به آن نپرداختند؛ طی ۵ مرحله ازدواج صورت می گیرد؛ در مرحله اول چرایی ازدواج باید مشخص شود، این که چرا باید ازدواج کرد؛ در مرحله بعد باید مشخص شود چگونه باید ازدواج کرد؛ چگونه طرفین همدیگر را بشناسند.


الان شناخت طرفین به چه صورت انجام می شود؟ این طور که اول همدیگر را نگاه می کنند، اگر پسندیدند تحقیق می کنند! چون پسندیدند در تحقیق مثبت ها را می بینند، وقتی هم نپسندیده باشند در تحقیق منفی ها را می بینند، بنابراین عملا تحقیقی صورت نمی گیرد.

مطالب پیشنهادی:  دیابت کودکان را چه قدر باید جدی گرفت؟


ازدواج قدیم با ازدواج جدید چه فرقی دارد؟ در قدیم اول پدر و مادر می دیدند بعد بچه، الان اول بچه ها و بعد پدر و مادر می بینند؛ روش یکی است، اول نگاه است بعد تحقیق است؛ این تحقیق تحلیلی است بر چیزی که فرد دیده است؛ روش شناسایی این است که اول تحقیق کنیم بعد ببینیم؛ اول سوال ها و جواب ها رو می شنویم، وقتی ۵۰ الی ۶۰ درصد به توافق رسیدیم، برای این که بفهمیم تطابق دارد تحقیق می کنیم.


***نظرتان در مورد معاشرت های پیش از ازدواج چیست؟ آن شناخت را اسلامی نمی دانید؟


غفرانی: درست است که ما برای شناسایی معاشرت می کنیم اما من ثابت می کنم که معاشرت شناخت نمی آورد؛ به سینما رفتن، در دانشگاه بودن، همکار بودن و… شناخت نمی آورد؛ چرا که در این محیط ها بر اساس عادات رفتار می شود و افراد بر اساس طبیعت خود رفتار نمی کنند؛ کدام پسر و دختر را می توان دید که بپذیرند پدر و مادر برای آن ها انتخاب کنند؟ چرا که می گویند پدر و مادر من را نمی شناسند؛ ما عمری با خود زندگی می کنیم، آیا خود را می شناسیم؟ پس معاشرت شناخت نمی آورد.


تمام کارمندان زن و مرد صبح تا شب تا چه اندازه با هم دعوا دارند؟ مهمانداران، پرستاران و… تا چه اندازه با هم دعوا دارند؟ حال تا چه اندازه زن و شوهر با هم دعوا دارند؟ تا با هم زن و شوهر می شویم، با هم دوست می شویم دعوا داریم، چرا؟ چه کسی این امر را جا انداخته است که وقتی زن و شوهر شدیم می توانیم به یکدیگر توهین کنیم؟دلیل این امر این است که تا زمانی که با هم همکار بودیم بر اساس عادات رفتار می کردیم، وقتی زن و شوهر شدیم بر اساس ذات خود رفتار می کنیم.


*** از آن جهت که بیشتر مخاطبین ما دانشجوها هستند، کمی از آشنایی در دوران دانشجویی صحبت کنیم. این که ازدواج در این دوران چقدر می تواند مفید باشد و چه اشکالاتی می تواند داشته باشد.


از نظر من، ازدواج دانشجویی مشکلات و مزایا و معایب خودش را دارد. دانشجویان اگر در دوران لیسانس ازدواج کنند هم بهدرس و هم به ازدواجشان لطمه می خورد؛ در دوره ی فوق لیسانس این گونه نیست چرا که در این دوره هم به درس و هم به زندگی خود کمک می کنند؛ در دوره ی لیسانس در ایران این گونه است که بچه ها ازدواج مهمل می کنند.


اما چیزی که برای من در ازدواج دانشجویی قابل تامل است این است که دوران عقد طولانی می شود. در ازدواج اسلامی ما عقد نداشتیم؛ امیرالمومنین (ع) یک ماه طول می کشد تا خانه ی خود را برای آوردن حضرت زهرا(س) آماده کند؛ اصلا اسلام اجازه نمی دهد پسر، همسر خود را مثلا ۵ سال در عقد نگاه دارد؛ وقتی در دوران دانشجویی در عقد می مانند با گذر زمان دیگران را می بینند و به گزینه های بیشتری بر می خورند و می گویند عجب اشتباهی کردم و در انتخاب خود عجله کردم.


بیشترین دعواها و بد اخلاقی ها به دوران نامزدی باز می گردد؛ دوران عقد این توقعات را ایجاد می کند که هر مراسم و جشنی برگزار می شود طرفین انتظارات هم را بر آورده کنند، عدم برآورده شده این انتظارات در دوران زندگی مشکلاتی را ایجاد می کند؛ این حواشی کل زندگی را از هم می پاشد.


*** خب این ازدواج اسلامی را چه کسی باید تبیین کند؟ چه کسی و چطور باید ازدواج اسلامی را ترویج دهد؟


غفرانی: قدم اول که همان خودشناسی است. بعد هم این که کارشناسان و اساتید، ازدواج اسلامی و اصول زندگی درست را بررسی و تبیین کنند؛ ۱۶ سال در در و دیوار شهر ها نوشتند معتاد مجرم نیست بلکه بیمار است، این نظر روانشناس است ولیکن علما می گویند معتاد مجرم است و بیمار هم هست؛ روانشناس عقل، اختیار، وحی، آخرت و… را قبول ندارد؛ از نظر یک روانشناس سرنوشت افراد به یکدیگر گره می خورد.


مشکل ما این است که به نظر خیلی از روان شناس ها بها می دهیم. اینها کسانی هستند که اعتقاد دارند وراثت فلان درصد، محیط فلان درصد، رفیق فلان درصد و…بر افراد تاثیر دارد. در اسلام این پذیرفته نیست. اگر پذیرفته بود پس حق نداریم در زیارت عاشورا به شمر و یزید و…لعن بفرستیم چرا که وراثت، محیط و…بر آن ها تاثیر گذاشته است؛ درباره ی پسر نوح، برادر امام هادی(ع) و… وراثت و محیط خوب بوده است، پس چرا آن ها سرنوشتشان اینطور شده؟ روایت است که کسی بار کسی را به دوش نمی کشد؛ این امر را همه ی ایرانی ها بلد نیستند ولی ترجمه ی آن را می دانند که کسی را در گور کس دیگر نمی خوابانند؛ این در زندگی ها باید باشد، نباید مهم باشد همسر من چی باشد، مهم این نیست من چطور باشم.

*** این طور که من متوجه شدم، شما معتقدید در ازدواج اسلامی، خودشناسی مهمتر است از شناخت طرف مقابل. درست است؟


غفرانی: بله. مشکلات ما از جایی شروع می شود که هنوز به شناخت خود نرسیده ایم و می خواهیم دیگران را بشناسیم. امروز، به عبارتی یک سری مسلمات و ابتدائیات را از مردم دور نگاه داشته شده؛ دو قطب هم نام امکان ندارد یکدیگر را جذب کنند و دو قطب نا هم نام یکدیگر را دفع نمی کنند. من معتقدم یکی از بزرگترین آفت های زندگی امروز این است که دو قطب زندگی یکسان شده اند.هر قهر و طلاقی این امر را ثابت می کند که دو فرد همسان شده اند به عبارتی هر دو آقا شدند، آقا آقا نبود یا دختر دختر نبود.


یکی از مهم ترین اهداف استکبار با این نوع سیستم آموزشی و آموزش عالی این است که دختران را به مرد تبدیل کند، دختران احساسات پسرانه داشته باشد؛ به طور مثال عشق موتور است و تمایلات پسرانه دارد، نشاط زنانه و هنر زن بودن را ندارد؛ پس می توان با قطعیت گفت هر قهر و طلاقی نشان دهنده ی این است که زن و شوهر همسان شده اند؛ پسر از پسر بودن خود پایین تر نمی تواند بیاید، ولیکن دختر در مقابل پسر افت کرده است، در نتیجه از هم جدا می شوند.


این هم نشان می دهد که زن و مرد شناخت درستی از خود ندارند و به دنبال تقلید هستند.


***در این خودشناسی، چه چیزی بیشتر می تواند ما را کمک کند؟


غفرانی: یکی از مشکلات ما عدم آشنایی با واژه های مربوط به ازدواج است. مثلا نمی دانیم وقتی به یک نفر می گویند «مذکر» چرا این نام به او اطلاق شده؟ مذ́کر چیست؟ مذکر کسی است که برای قانونمندی خود نیاز به تذکر دارد؛ یکی باید به او مدام تذکر بدهد که امتحان دیر شد، نمازت قضا شد و…؛ طرف مقابل که باید تذکر دهد می شود مذکَر می شود و خداوند اسم آن را مونث گذاشته است؛ مونث مذکری است که حرف نمی زند اما تذکر می دهد. با هنرمندی کاری می کند که فرد لج بازی نکند… واژه های ازدواج هم الان برای کسی روشن نیست. وقتی واژه ها را بشناسیم، متوجهِ یکسری وظایف خود می شویم.


نگاه زن و مرد به یکدیگر درست نیست؛ حضرت علی(ع) در وصیت نامه ی خود می فرمایند: زن ریحانه است؛ ریحانه یعنی روحیه است نه این که گل و گیاه باشد؛ دختران ما نیاز دارند کسی به آن ها روحیه بدهد، نه تنها نمی توانند آرامش ببخشند بلکه نیاز دارند یکی آن ها را آرام کند؛ غرق در هیجان اند، عجولند.


پس شناخت این واژه ها، حق و تکالیف ما را مشخص می کند و شاید اولین قدم در خودشناسی همین باشد.


***به عنوان سوال آخر، اگر معتقدید معاشرت و صحبت های پیش از ازدواج تنها آشنایی است و شناخت نمی آورد، جوان ها به چه چیزی اعتماد کنند و در امر ازدواج پیش روند؟


بعد از خودشناسی و دیگرشناسی در حد فهمیدن کفویت، فقط توکل. در یک تصمیم و در یک تغییر، شما بیشتر حواستان به بچه تان است یا خود بچه؟ قطعا شما. پس چطور از نقش خدا و توکل به او غافل می شویم؟ اگر کمی به خدا اعتماد کنیم، پذیرش جریاناتی که واقع می شود راحت تر خواهد شد.